و فرقی ست میان آنچه می پنداشتیم و آنچه واقعیت دارد... میان آنچه درک کرده ام و آنچه که تلاش شده است به من فهمانده شود دنیایی فاصله است که من معلق در آن فریاد می زنم و آشفتگی هایم را به زمین و زمان و آدم ها منتقل می کنم. سپاسگزارم از صبر سختی ها که وجودم را تحمل کرده اند... وجود این تکه سنگ کوچک را که آغازگر طوفانی شد در آرامش هوای معانی. مسبب ریزشی از تغییرات. و چه کار می توانستند و می توانستم بکنیم که نکردیم؟! ذره ای بودیم که جابجا می شدیم, بی دلیل, بی آغاز, بی پایان. و ادامه خواهیم داشت. من نمی دانم تا کجا... هنر گناه نیست...
ما را در سایت هنر گناه نیست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 0:15